اختصاصی صبح امروز: شهرام اميری پژوهشگر و متخصص راديو ايزوتوپ‌های پزشکی دانشگاه صنعتی مالک اشتر (وابسته به وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح) که به اتهام «تماس و برقراری ارتباط مجرمانه با کشورهای متخاصم و اقدام عليه امنيت ملی و در اختيار گذاردن اطلاعات طبقه بندی شده به دشمن» بيش از ۲۰ ماه است که از سوی دادسرای نظامی تهران در بازداشت به سر می‌برد در هفته گذشته با حکم شعبه هفتم دادگاه نظامی تهران به ده سال زندان و پنج سال تبعيد به شهرستان خاش محکوم شده است.

اميری که در سفر عمره به عربستان در خرداد ۱۳۸۸ ناپديد شد و حدود ۱۳ ماه بعد، در ۲۲ تير ۱۳۸۹ به دفتر حافظ منافع ايران در آمريکا مراجعت کرده و دو روز بعد به ايران بازگشت، پس از بازگشت به ايران مورد استقبال مقامات عالی رتبه وزارت خانه‌های خارجه و دفاع کشور قرار گرفته و از وی به عنوان قهرمان ملی ياد شد.

وی در‌‌ همان ايام ورود به کشور در چندين برنامه زنده تلويزيون دولتی ايران حضور يافت و ضمن تشريح جزئيات چگونگی ربايشش از عربستان توسط سرويس‌های اطلاعاتی آمريکا اعلام کرد که به مدد الهی و ياری چند دوست معتمد از ايران توانسته از دست سازمان سيا و اف بی‌آی بگريزد و به دفتر حفاظت منافع ايران در واشنگتن پناه ببرد.

شهرام اميری که پيش از آن از وی به عنوان دانشمند هسته‌ای پناهنده شده به آمريکا ياد می‌شد در تيرماه ۱۳۸۹ وقتی نامش بر سر زبان‌ها افتاد که چندين ويدئو متناقض از وی در فضای سايبری منتشر شد که در تعدادی از آن‌ها اعلام کرده بود به جهت تحصيل به آمريکا پناهنده شده و مهاجرت کرده و در تعدادی ديگر نيز اعلام کرده بود که آمريکا وی را ربوده است و در صدد بازگشت به کشور است.

اميری که به گفته هيلاری کلينتون وزير خارجه دولت آمريکا ميهمان آمريکا بوده است و بنا بر خواست خودش به آمريکا رفته و از آمريکا هم خارج شده.چهارماه پس از بازگشت پر سرو صدايش به ايران طبق گفته خانواده‌اش: «ابتدا مقام‌های قضايی او را در يک خانه امنی در شرق تهران نگهداری می‌نمودند که دو بار نيز اجازه يافته بودند در آن مدت در آخر هفته با وی در يک مجتمع تفريحی فرهنگی به نام «طلاييه» ديدار داشته باشند.»

آن زمان به خانواده اميری گفته شده بود که: «هدف از اين نگهداری حفاظت از جان شهرام اميری در برابر خطراتی است که نيروهای امنيتی احساس نموده‌اند جان وی را تهديد می‌نمايد». اما اين ملاقات‌ها پس از گذشت يک ماه ديگر متوقف شده و بعد‌ها آن‌ها متوجه شدند که وی در زندان حشمتيه تهران و در سلول انفرادی نگهداری و زير بازجويی می‌باشد.

اميری در خلال مدت بازداشت و بازجويی‌اش مورد شکنجه‌های روحی و جسمی قرار داشته و که به واسطه اين سوء رفتار‌ها يک‌بار نيز به مدت يک هفته در بيمارستان ۵۰۴ ارتش در تهران بستری بوده است.

سايت «ايران بريفينگ» که بيشتر اخبار مربوط به سپاه پاسداران را منتشر می‌نمايد برای اولين بار در دی ماه ۱۳۸۹اعلام کرد که شهرام اميری بازداشت و تحت بازجويی می‌باشد، خبری که به سرعت منتشر و مورد توجه محافل خبری قرار گرفت.

طبق عادت مرسوم مقامات جمهوری اسلامی ابتدا خبر فوق تکذيب و بعد‌ها سخنگوی قوه قضائيه اعلام کرده بود اين خبر را نه تائيد و نه تکذيب می‌کند اما چندی بعد سعيد جليلی دبير شورای عالی امنيت ملی کشور در مصاحبه با اشپيگل آن‌را تائيد نمود و عنوان کرد که: «او در جريان يک سفر خارجی ربوده شده و يک سال را خارج از مرزهای ايران گذرانده بعد او برگشت و حالا ما داريم از او تحقيق می‌کنيم که چه اتفاقی برايش افتاده است»

اين تحقيق اکنون بيست ماه به طول انجاميده است و حالا خبر می‌رسد که وی به ده سال زندان و پنج سال تبعيد محکوم شده است.

خبرنگار صبح امروز در تماس با دفتر شعبه هفت دادسرای نظامی تهران ضمن آنکه موفق به تائيد خبر نشده بلکه تهديد به رهگيری و بازداشت شد اما نهايتاً توانست با گفتگو با يکی از بستگان درجه يک شهرام اميری خبر فوق را تائيد کند.

وی در جواب اين سوال که وضعيت وی در زندان چگونه است گفت: «از عيد امسال ملاقاتش آزاد شده و هر هفته می‌شود به ملاقاتش رفت و يک روز در ميان هم به مدت پنج دقيقه اجازه تماس تلفنی دارد، قرار بود قاضی پرونده برای عيد امسال به وی پنج روز مرخصی بدهد که بعد‌ها اعلام شد مورد موافقت قرار نگرفته اما روز سال تحويل به همراه يک مأمور وی موفق شد در کنار خانواده‌اش باشد.»

اين عضو خانواده شهرام اميری در پايان اضافه نمود که: «شهرام با پای خودش و با رضايت خودش به ايران برگشته است ماهم هنوز نمی‌دانيم او خودش به آمريکا رفته و يا دزديده شده است اما اين را همه می‌دانيم که با پای خودش به ايران برگشته و آن گونه هم مورد استقبال قرار گرفت و لقب قهرمان ملی هم به او دادند توقع ما از مسئولان اين نبود که با خوابيدن سرو صدا‌ها به سراغش بيايند و بازداشتش کنند، ما هنوز هم نمی‌دانيم به فرزندان خردسالش چه جواب قانع کننده‌ای بدهيم وقتی می‌پرسند چرا بابا خانه نيست؟»