6 اردیبهشت 93

بي بي سي- صدا و سیما در گزارشی سعی کرد تا واقعیت آنچه در پنچشنبه سیاه بند 350 زندان اوین رخ داد را با عنوان مستند "افشا" کند. این گزارش مصاحبه ای است با رئیس (سابق) (...)

ادامه مطلب

17 اسفند 92

ده سال یک عدد نیست، یک عمر است! این مجموعه نوشته توسط فعالان جنش زنان، یاران بهاره هدایت، در حمایت از او و به مناسبت ۸ مارس و کمپین ده روز با بهاره هدایت نوشته شده (...)

ادامه مطلب

26 شهریور 92

رادیو زمانه- فشارهای اجتماعی برای کنترل پوشش زنان مدت‌هاست که در صدر اخبار مربوط به زنان ایرانی قرار گرفته و به بهانه‌های مختلف این فشارها بیشتر هم می‌شود. در (...)

ادامه مطلب

25 شهریور 92

روزنامه اعتماد- در روزهاي نخستين انقلاب، انتقال دولت و مديريت كشور به دست مردمي كه چندان با چالش‌هاي محيط زيستي آشنا نبوده گروهي مدعي حذف سازماني شدند كه در حال (...)

ادامه مطلب

گرایش جنسی و هویت جنسیتی در قوانین بین المللی حقوق بشر

7 شهریور 92

رادیو زمانه- بخش نخست دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل، نیویورک و ژنو ۲۰۱۲ دیباچه به قلم ناوی پیلای، کمسیر عالی سازمان ملل برای حقوق بشر گسترش دامنه حقوق بشر به (...)

ادامه مطلب

7 شهریور 92

بی بی سی- مهدی خلجی، پژوهشگر مسائل اسلامی- قتل عطاء الله رضوانی، عضو سابق هیأت خادمین جامعه‌ بهائی، نمونه‌ای از هزاران قتل بهائی‌ها در یک‌صد و پنجاه سال گذشته است. (...)

ادامه مطلب

برای اکبر محمدی

7 مرداد 92

۸ مرداد ۱۳۸۵؛ ساعت حدود ۱۷: ۳۰ حیاط بند ۳۵۰- گروهی از بچه‌ها همراه تعدادی از زندانیان بند کارگری در حال بازی والیبال بودیم، که یکی از دوستان حاضر در سالن یک امنیتی (...)

ادامه مطلب

6 مرداد 92

علی ثباتی: 1. در عرصه‌‌ی سیاست، هژمونی یا سروری چطور به دست می‌آید؟ انبوهی رسانه و فعال رسانه‌ای، از دریچه‌های مختلف، کتب، مجلات، شبکه‌ها، برنامه‌های اجتماعی و (...)

ادامه مطلب

4 مرداد 92

اکنون که دست به قلم برده ام، نمیدانم ابتدا و انتها و امتداد دردها را چطور در این دل نوشته جای دهم! دردها و فریادهایی که وجه مشترک خیلی از ماست؛ مایی که عزیزان و هم (...)

ادامه مطلب

28 تیر 92

خبر خیلی تعجب آور است، آزار دختر بیست ساله توسط پسر بچه ی هفت ساله. قطعاً هر فردی با دیدن این تیتر جذب خبر می شود و عده ای با بهت و حیرت به خواندن خبر روی می آورند و (...)

ادامه مطلب

16 مرداد 89

روز

عبدالحمید معصومی تهرانی:

يكي از پر مناقشه‌ترين موضوعات در سالهاي گذشته، حكم سنگسار بوده؛ به‌طوری‌كه بسياري از صاحب‌نظران و علماء ديني را بر آن داشته تا از زاويه‌هاي گوناگون، حكم سنگسار را مورد تحليل و بررسي قرار داده، نظرات خود را در قالب كتاب يا مقاله منتشر كنند[1]. آنچه كه از چكيده‌ي آن بررسي‌ها بدست مي‌آيد اين است كه اولا: حكم سنگسار در اسلام هيچ مبنايي قرآني نداشته و ندارد؛ دوم: رواياتي كه حكم سنگسار را تجويز كرده‌اند، عمدتاً ضعيف و غيرثقه مي‌باشد و با اصول قرآن كريم مبني بر وضع قوانين كيفري نيز در تضاد شديد هستند.

لذا، بر هر شخص محقق و جوياي واقعيت مخفي نيست كه حكم سنگسار هيچ مبناي اسلامي نداشته، و ادله و مستندات فقهي آن نيز ناهمگون و ناصحيح هستند. اما اين كمترين قصد ندارم در اين گفتار تكرار مكررات كرده و به بررسي و تحليل حكم "رجم" از ديدگاه "كتاب و سنت" يا "عقل و اجماع" و حتي "حقوق نوين" و "حقوق بشر" بپردازم؛ چرا كه اگر گوش شنوايي باشد، همان مقالات وزين و مستدل براي بيداري و انديشيدن كفايت مي‌كند؛ بلكه مي‌خواهم در اين گفتار، عقيده‌ي "امضايي بودن حكم رجم"، كه مورد تاييد موافقين و مدافعين حكم سنگسار مي‌باشد را از ديدگاه تطبيق ماهوي مورد بررسي قرار دهم[2].

شكي نيست كه مأخذ حكم سنگسار، كتاب تورات است. برخي صاحب‌نظران بر اين باورند كه احكام تورات برگرفته از فرامين معروف حامورابي پادشاه بابل مي‌باشد[3]، بدين شكل كه كتاب تورات از نظر عقايد با فرامين حامورابي متفاوت، و با احكام آن تشابه بسيار دارد. اين نظريه تا چه مقدار به واقعيت نزديك است در ارتباط با بحث نيست، ولي آنچه كه مورد توجه مي‌باشد اين است كه اساساً در كتاب تورات بجز قصاص قتل و جرح، براي بيشتر اعمالي كه از ديدگاه تورات كيفري است، مجازات سنگسار تجويز شده و تنها در يك مورد، حكم به تنبيه[4] و جزاي نقدي داده است، منتها شكل و حدودي براي تنبيه ذكر نكرده اما جزاي نقدي را صد مثقال نقره تعيين نموده است[5].

اما مواردي كه در كتاب تورات براي آنها حكم سنگسار تعيين گرديده از اين قرار مي‌باشد:

1- تقديم فرزندان به "مولك"[6] چه آن از ذريه بني‌اسرائيل باشد يا از ساكنين در بلاد آنها[7].

2- رعايت نكردن تعطيلي روز سبت (= شنبه)[8].

3- نام خداوند را به باطل بردن و كفر گفتن[9].

4- پسر سركشي كه سخن پدر و مادر را نشنود و تأديب نيز بر او اثر نداشته باشد[10].

5- زنا[11].

6- گاوي كه با شاخ زدن باعث كشته شدن كسي شود[12].

7- بت‌پرستي و ترويج آن[13].

از تعدد و تنوع مواردي كه براي آنها حكم سنگسار تجويز شده چنين برداشت مي‌شود كه در آن دوران تنها مجازات كيفريي كه به ذهن مي‌رسيده سنگسار كردن بوده و چيزي به عنوان تناسب جرم و مجازات وجود نداشته؛ و بهترين و روشن‌ترين دليل آن نيز سنگسار كردن گاوي است كه كسي را كشته است!

اما لفظ "سنگسار" در متن اصلي كتاب تورات الزاماً آن چيزي نيست كه امروزه به عنوان رجم مي‌شناسيم. در تورات عبری، براي اصطلاح "سنگسار" از مشتقات دو فعل "רגם – راگـَم" و "סקל – ساقـَل" استفاده شده كه هر چند مترجمين هر دو لفظ را به "سنگسار كردن" معنا كرده‌اند، اما از نظر مفهومي با يكديگر تفاوت‌هایی دارند. فعل "רגם – راگـَم" و مشتقات آن ـ در اصل ـ بیان‌گر عمل سنگ انداختن، پراندن سنگ (با قلاب‌سنگ یا فلاخن) یا سنگ زدن از روی خشم و اعتراض به طرف فرد يا افرادی، فحش دادن و دشنام گفتن است. طبق روايات كتاب‌مقدس، بني‌اسرائيل در مواقعی كه مي‌خواستند اعتراض و مخالفت، يا انزجار و نفرت خود را در خصوص موردی نشان دهند، اقدام به سنگسار كردن، يا بهتر است بگوييم، سنگ‌پراني، می‌كردند. چنانكه در كتاب اعداد، فصل 14، پاسوق(=آيه) 10 آمده است كه بني‌اسرائيل از روي خشم و اعتراض مي‌خواستند برخي از همراهانشان را سنگسار كنند[14] كه در چنين قسمتهایي از مشتقات "רגם – راگـَم" استفاده شده است. اينگونه رفتار اختصاص به قوم بني‌اسرائيل نداشته چنانكه در تواريخ اسلامي نيز گفته شده آن زماني كه پيامبر مكرم اسلام(ص) به‌جهت فشار مشركين مكه، به شهر طائف رفته بود، مردم كودكان را واداشتند تا پيامبر(ص) را "سنگسار" كنند. امروزه نيز در بسياري از كشورها همان "سنگ‌پراني" را در تظاهرات خياباني كه به درگيري و خشونت كشيده مي‌شود، مشاهده مي‌كنيم. اينگونه سنگ‌پرانيها كه به عنوان اعلام مخالفت، اعتراض و انزجار انجام می‌شود، همان معنا و مفهوم بنیادین واژه‌ي "רגם – راگـَم" و مشتقات آن مي‌باشد. در صورتي كه برای اجرای عمل "سنگسار"، به‌عنوان شکلی از مجازات اعدام ـ در اصل ـ واژه‌ي "סקל – ساقـَل" و مشتقات آن به‌کار می‌رفته است. از اين رو، در تورات عبري لفظ "רגם – راگـَم" رايجترين واژه براي حكم اعدام با سنگسار نيست، بلكه "סקל – ساقـَل" رایج‌ترین واژه برای آن سنگساري است كه مورد بحث ماست؛ و اساساً در اصطلاحات فقهي يهود، براي اعدام با "سنگسار" از واژه‌ي "סקילה-سقيلا" استفاده مي‌گردد. مثلاً، در مجازات زنا و همچنین مجازات دختری که قبل از عروسي رابطه‌ي جنسي داشته است، لفظ "סקל – ساقـَل" بكار برده شده و در فرازهای مربوطه، واژه‌ای ازمشتقات فعل "רגם = راگـَم" ديده نمي‌شود[15]. به نظر مي‌رسد كه وام‌گيرندگان اين حكم، به تفاوت اين دو واژه آگاهی نداشته‌اند و به اشتباه از لفظ "رجم" براي نام‌گذاري اين حكم استفاده نموده‌اند؛ و حال آنكه در قرآن كريم دوازده بار از مشتقات واژه‌ي "رجم" استفاده شده كه در 11 آيه مفهوم واژه، "دور كردن"، "طرد نمودن" و "اظهار مخالفت، تنفر و انزجار" است[16] و در يك آيه نيز معناي "گمان" و "حرفي بدون سند" مي‌دهد[17].

بنابراين اولين اشتباه واضعين حكم "رجم" عدم آگاهی از معنا و مفهوم واژه‌ای است كه مبنا و مأخذ اين حكم شده؛ و دقيقا نمي‌توان مشخص نمود كه از چه دوره‌اي واژه‌ی "رجم" معنای "سنگسار كردن" را پيدا كرده و در احاديث به عنوان واژه‌اي براي مجازات استفاده شده است[18]؛ زيرا معانی حقوقي بدور از معانی لغوی نيست.

اما اشتباه دوم وام‌گيرندگان و واضعان حكم سنگسار در اسلام، برداشت غلط از شكل و سياق اجراي آن حكم در تورات مي‌باشد كه اين اشتباه باعث جعل احاديث مختلفي در باب شكل اجرای حكم سنگسار شده است.

همانگونه كه اشاره شد در متن اصلی تورات، براي حكم سنگسار كه به عنوان مجازاتي كيفري به قصد كشتن می‌باشد، از واژه‌ی "סקל – ساقـَل" استفاده شده، كه ضمن بيان نوع مجازات، شكل آن را نيز در خود مستتر دارد. بدين مفهوم كه سنگسار نه تنها مي‌بايست منجر به مرگ شود، بلكه بايد بقدری به سنگسار شونده، سنگ زد تا در زير سنگها مدفون گردد. به نظر مي‌رسد كه واضعان، چيزي در مورد دفن شدن "سنگسار شونده" شنيده بودند اما متوجه نبودند كه آن دفني كه منظور بوده، انتهای اجراي سنگسار است؛ و بخاطر اين برداشت اشتباه، تصور كرده‌اند كه بايد سنگسارشونده را ابتداء دفن كرده و سپس سنگسار نمود؛ و قهراً برداشت غلط از يك موضوعي، اشكالات بسياری را در پی خواهد داشت كه ناچارا مي‌بايست براي رفع آنها مسايل و احكام جديدي را خلق كرد. بنابراين اگر حكم سنگسار ـ به عقيده‌ي برخي از علماء اسلامي ـ حكمی امضائي بود، نمی‌بايست چنين اختلافات فاحشی در نام، شكل و روشِ اجراي حكم سنگسار بوجود می‌آمد[19]. همچنين طبق متن تورات و فصل "شرايط ثبوت جرايم كيفری" در "تلمود- תלמוד"؛ اثبات جرايم كيفری مي‌بايست با ارائه‌ی مدارك و مستندات؛ و شهادت حداقل 2 شاهد عادل و بي‌طرف، در حضور دادگاهی مشتمل بر "70 نفر قاضي" به اثبات برسد[20].

نتيجه بحث اينكه اگر "سنگسار" از احكام امضايي مي‌بود، اين مقدار اختلاف و تضاد ماهوي – كه تنها به دو مورد آن اشاره كرديم- در نام، شكل و اجراي آن بوجود نمي‌آمد؛ چنانكه آن تعداد احكامي كه به‌طور امضايي وارد شريعت اسلام گرديده، هيچگونه تغيير ماهويي پيدا نكرده است. شكي نيست كه حكم "سنگسار" هيچ مبناي قرآني ندارد و احاديثي نيز كه در اين خصوص در كتب روايي فريقين وارد شده دارای اشكالات فراوانی است و اگر بر فرض احاديثي نيز از هر جهت صحيح باشد ـ كه نيست ـ باز طبق نص صريح قرآن كريم مبنی بر عدم جواز صدور و تعين حدود براي سنت، قابل اعتنا نمی‌باشد[21]. بنابراين مجازات سنگسار يك بدعت سخيف محسوب مي‌گردد و اساسا در اسلام حكمي تحت عنوان رجم وجود نداشته و ندارد. گذشته از اين طبق نظر اكثر فقهای شيعي، مجازاتهای اسلامی در زمان غيبت نبايد اجراء شود؛ و مرحوم آية‌الله خميني نيز چنين اظهار نظر كردند كه اگر اجراي حدود ـ مشخصا رجم ـ باعث ايجاد وهن اسلام بشود نبايد آن را اجراء كرد و بر همين اساس در قانون مجازاتهاي اسلامی، جلد سوم؛ كتاب دوم؛ فصل سوم؛ ماده 97 بيان گرديده كه "حد" را نمی‌شود در سرزمين دشمنان اسلام جاري كرد(زيرا ممكن است باعث وهن اسلام در اذهان عمومي شود). اينگونه نظرات دال بر آن است كه در ارتباط با قوانين كيفری و حقوقی، نص صريح يا ضمني، داير بر تسری "حدود" به همه‌ی زمانها و مكانها وجود ندارد.

بهر روي امروزه، پيروان "تورات" كه حكم سنگسار به صراحت در آن بيان گرديده، بخاطر مغايرت آن با اصل كرامت انسانی از اجراي آن خودداري مي‌كنند[22]؛ اما مشخص نيست كه چرا در ميان برخی مسلمانان، كه هيچ نصي ـ حتي ضمنی ـ تحت عنوان "رجم" در قرآن كريم، بيان نگرديده و تنها جنبه‌ي روايي و اجماعي داشته، بر اجرای چنين حكم مجعولي اصرار ورزيده تاثيرات منفي آن را كه بر جوامع بشري مي‌گذارد ناديده مي‌گيرند.

پي‌نوشتها

در خصوص حكم سنگسار مراجعه كنيد به نظرات حضرات آيات منتظری، صانعی و كتاب "قواعد فقه" آيت الله محقق داماد و كتاب "مبسوط در ترمينولوژی حقوق" دكتر محمد جعفر جعفری لنگرودی.

1- برخي از علماء اسلامي بر اين عقيده‌اند كه حكم سنگسار، از احكام امضايی است؛ بدين معنا كه بر اساسا آيه‌ی 43 سوره مائده، حكم سنگساری كه در تورات وارد شده تاييد گرديده و اسلام آن را منسوخ ننموده است كه جهت اطلاع مراجعه كنيد به كتب تفسير قرآن، مشخصا تفسير "الميزان" و تفسير "نمونه". جالب است كه علماء اسلامی از يك‌طرف تورات و انجيل را كتبي محرف و منسوخ معرفی مي‌كنند، ولی به حكم سنگسار كه مي‌رسد، اين بخش از تورات محرف و منسوخ نيست! اينگونه رفتارها دقيقا همان كرداری است كه بعضی از علماء يهود انجام می‌دادند كه مورد اعتراض و انتقاد قرآن قرار داشته، آنجا كه می‌فرمايد: «أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ - آيا به بعضى از كتاب ايمان مى‏آوريد و بعض ديگر را انكار مىكنيد؟ پاداش كسى كه چنين كند در دنيا جز خوارى نيست و در روز قيامت به سخت‏ترين وجهى شكنجه مى‏شود و خدا از آنچه مى‏كنيد غافل نيست(بقره-85).» چنين رفتارهايی بيانگر آن است كه دين، هرگاه تبديل به دكاني براي متوليانش شود، نتيجه در هر دين و آيينی كه باشد يكي است.

2- "حامورابی" يا "حمورابی" ششمين پادشاه بابل كه سلطنتش در سالهای 2003-1961 ق.م بوده، بنيان‌گذار واقعی مملكت بابل است. قوانين او كه مشتمل بر قوانين جزايی، جرايم، سرقت، رشوه، جنحه و جنايت، قصاص، خريد و فروش و غيره می‌باشد در 4000 سطر بر سنگ‌نوشته‌ای به طول دو و نيم‌ متر نگاشته شده كه در سال 1901-1902م توسط باستان‌شناسان فرانسوی در خرابه‌هاي شوش كشف گرديد و اكنون در موزه‌ی لور قرار دارد.

3- علماء يهود تنبيه مورد اشاره در اين پاسوق را به تازيانه زدن برداشت كرده‌اند كه با توجه به متن به نظر می‌رسد كه منظور از تنبيه همان تازيانه زدن بوده است.

4- تورات، كتاب تثنيه، 22: 18-19

5- مولك، خدای آتش عمونيان بوده كه قربانيهايی انسانی را برای او تقديم مي‌نمودند، مخصوصا از كودكان. اين بت از مس ساخته شده بود و بر كرسيی از مس نشسته و دارای سرگوساله بود و تاجی بر سر می‌داشت. كرسی و خود بت توخالی بود كه در جوف آن آتش می‌افروختند و قربانی را در آن می‌گذاشتند كه فورا می‌سوخت و در آن اثنا طبل‌ها می‌نواختند تا صداي داد و فرياد قربانی را نشنوند و با وجودی كه انبياء مكررا اين عادت وحشيانه را سخت منع كرده بودند ولی باز عده‌ای از بنی‌اسرائيل بارها بدان گرفتار شدند- "قاموس كتاب مقدس". ملك و ملكوم و مولوخ نيز خوانده‌شده است.

6- لاويان؛ 2:20

7- اعداد؛ 35:15

8- لاويان؛ 14:24

9- تثنيه؛ 21:21

10- تثتيه؛ 22:22 و24 – لاويان؛ 10:20 – در شريعت موسويت و مسيحيت، "زنا" به ارتباط جنسي زن و مردی گفته مي‌شود كه هر دو يا يكی از آنها داراي همسری شرعی و قانونی باشد؛ و اگر چنانچه مرد و زني هر دو مجرد باشند و رابطه‌ی جنسي برقرار كنند "زنا" محسوب نمی گردد، بلكه يك نوع بی‌عفتي است و مجازاتی نيز ندارد.

11- خروج؛ 28:21

12- لاويان؛ 10:14 – 5:17

13- ויאמרו כל-העדה לרגום אתם באבנים וכבוד ’ה נראה באהל מועד אל-כל-בני ישראל.

14- והוצאתם את-שניהם אל-שער | העיר ההןא וסקלתם אתם באבנים ומתו את-הנער על-דבר אשר לא-צעקה בעיד ואת-האיש על-דבר אשר-ענה את-אשת רעהו ובערת הרע מקרבך.

15- قالُوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثيراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراكَ فينا ضَعيفاً وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزيزٍ: گفتند: اى شعيب، بسيارى از چيزهايى را كه مى‏گويى نمى‏فهميم، تو را در ميان خود ناتوان مى‏بينيم، اگر به خاطر قبيله‏ات نبود، طردت[اخراج] مى‏كرديم و تو بر ما پيروزى نيابى(هود-91).- قالَ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتي‏ يا إِبْراهيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَ اهْجُرْني‏ مَلِيًّا: گفت: اى ابراهيم، آيا از خدايان من بيزار هستى؟ اگر بازنايستى لعن‌ات مى‏كنم. اكنون زمانى دراز از من دور باش(مريم-46). - وَ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ: و اگر بخواهيد بر من اظهار تنفر كنيد، من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‏برم(دخان-20). - قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَليمٌ: گفتند: ما شما را به فال بد گرفته‏ايم. اگر بس نكنيد مطرودتان خواهيم كرد و شما را از ما شكنجه‏اى سخت خواهد رسيد(يس-18). - إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعيدُوكُمْ في‏ مِلَّتِهِمْ وَ لَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً: زيرا اگر شما را بيابند اظهار تنفر خواهند كرد، يا به كيش خويش درآورند. و اگر چنين شود تا ابد رستگار نخواهيد شد(كهف-20). - وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطينِ وَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذابَ السَّعيرِ: ما آسمان فرودين را به چراغهايى بياراستيم و آن چراغها را وسيله راندن شياطين گردانيديم و برايشان شكنجه آتش سوزان آماده كرده‏ايم(ملك-5). - وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجيمٍ: و از هر شيطان رانده‌شده‌اي حفظشان كرديم(حجر-17). - قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجيمٌ: گفت: از آنجا بيرون شو كه مطرود هستى(حجر-34). - قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجيمٌ: گفت: از اينجا بيرون شو كه تو مطرودى(ص-77). - وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَيْطانٍ رَجيمٍ: و آن سخن، سخن شيطان رانده شده نيست(تكوير-25). - قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومينَ: گفتند: اي نوح، اگر بس نكني رانده [اخراج] مي‌شوي(شعراء-116).

16- سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ قَليلٌ فَلا تُمارِ فيهِمْ إِلاَّ مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً: خواهند گفت: سه تن بودند و چهارميشان سگشان بود و مى‏گويند: پنج تن بودند و ششميشان سگشان بود- حرفي بي‌دليل از گذشته مي‌زنند- و مى‏گويند: هفت تن بودند و هشتمين‏شان سگشان بود. بگو: پروردگار من به عدد آنها داناتر است و شمار ايشان را جز اندك كسان نمى‏دانند. و تو در باره آنها جز به ظاهر مجادله مكن و از كس نظر مخواه(كهف-22).

17- "آرتور جفري" زبان‌شناس مشهور در كتاب "لغات بيگانه در قرآن" واژه‌ي "رجيم" را از مشتقات "رجم" ندانسته و مي‌گويد: «مراجع اسلامي طبعا اين واژه (رجيم) را يك واژه‌ي ناب عربي بر وزن فعيل و مشتق از "رجم" كه چندين بار در قرآن بكار رفته است مي‌دانند. اما به عنوان يك اصطلاح خاص مرتبط با شيطان، به نظر مي‌رسد كه واژه‌اي حبشي باشد كه معنايش "مطرود" و "ملعون" و "رانده شده" است، نه "سنگسار شده" و "به سنگ زده شده". "روكرت" در ياداشتهاي خود بر ترجمه‌ي قرآن به ارتباط واژه‌ي "رجيم" با واژه‌اي حبشي اشاره كرده، و "نولدكه" گمان مي‌برد كه همچنان كه واژه‌ي حبشي "شيطان" وارد زبان عربي شده، لقب و صفت او يعني "رجيم" نيز وارد اين زبان شده است، اما چون معناي خاص و فني آن دانسته نبوده، آن را چنان كه گويي از "رجم"="راگم" اشتقاق يافته است، به معناي "به سنگ زده شده" گرفته‌اند». اين نظر تا چه مقدار صحيح مي‌باشد، خود احتياج به مبحثي مستقل دارد. آنچه كه مسلم است زبان عبري و عربي با يكديگر هم‌خانواده بوده و از نظر دستوري و قواعد ادبي به يكديگر مشابه‌اند و تنها تفاوت اين دو در تلفظ كلمات و نگارش آنها است. ولي باز اگر چنانچه واژه‌ي "رجم" را مترادف و برگرفته از واژه‌ي "راگم" عبري بدانيم –كه قطعا چنين است- باز مشكل مفهومي آن پابرجاست؛ زيرا همنگونه كه در متن اشاره شد واژه‌ي "راگم" = "رجم" در زبان عبري اصطلاح صحيح و معمولي براي حكم سنگسار به عنوان نوعي اعدام نبوده و نيست. بنابراين استفاده‌ي واژه‌ي "رجم" براي اجراي "حكم سنگسار" يك غلط ناشيانه بوده است. در زبان عربي "رجم" به معناي: سنگ زدن، خيلي تند آمدن، بطور متقابل سنگ انداختن، زورآزمايي، سنگ يا چيزي را بسوي كسي پرتاب كردن، سنگ روي فبر گذاشتن و آن را علامت‌گذاري كردن، فحش دادن، نفرين كردن، طرد كردن، راندن، لعن و دشنام دادن، سخنان زشت به يگديگر گفتن، از روي گمان حرف زدن و غيره آمده است(فرهنگ‌نامه‌هاي: معين، دهخدا، عميد و المنجد). كه اين معاني دقيقا مترادف معناي واژه‌ي "راگم" در زبان عبري است؛ اما ظاهرا از ديدگاه واضعان "حكم رجم" تنها معنايي كه از اين واژه‌ برداشت مي‌شود سنگسار كردن به قصد كشتن است!!.

18- در اسلام برخي از احكام "امضايي" است بدان معني كه آن موارد پيش از اسلام وجود داشته و سپس اسلام آن را تاييد كرده است مانند اعمال حج، كه در پيش از اسلام انجام مي‌گرفت و سپس اسلام آن را تاييد كرد، اما هيچ تغيير يا تعديلي در شكل، آداب و مناسك آن ايجاد ننمود، تنها چيزي را كه پيامبر اكرم(ص) تغيير داد "اذكار" حج بود. امروزه تمامي آداب و مناسك حج عينا همان آداب و مناسكي است كه پيش از اسلام در ميان اعراب جاهلي رايج بوده و تنها چيزي كه تغيير يافته اذكار و دعاهاي آن مي‌باشد.

19- طبق شريعت يهود، دادگاهي كه مي‌بايست به جرايم كيفري رسيدگي كند بايد حتما با حضور 70 قاضي تشكيل شده و آنان در صدور راي متفق‌القول بوده يا اكثريت قريب به اتفاق آنان يك راي داشته باشند و اگر چنانچه نيمي بر مجرميت و نيمي ديگر بر مبري بودن حكم كنند، راي بر برائت است. همچنين به اين نوع دادگاه‌ها كه براي رسيدگي به جرايم كيفري تشكيل مي‌شده اصطلاحا "دادگاه خونريز= בלאדי המשפט" گفته مي‌شد كه امروزه اينگونه دادگاه‌ها منسوخ گرديده ولي تعدد قضات به هيئت منصفه تغيير نام داده است.

20- براي اطلاع بيشتر مراجعه كنيد به مقاله‌ي "حكم خدا يا به اسم خدا" از نگارنده.

21- يهوديان كه بانيان حكم "سنگسار" به عنوان مجازاتي الهي بوده‌اند، مشخص است كه حتي در عصر معمور بودن "بيت هميقداش" متوجه غير انساني بودن آن حكم شده بودند. از اين رو در شرايط اجراي "حكم سنگسار"، شرطي را گذاشته‌اند كه حداقل، سنگسار شونده متوجه زجركش شدن خود نشود. در تلمود كه به عقيده‌ي يهوديان، تورات شفاهي مي‌باشد، ذيل مدخل "اجراي حكم سنگسار" آمده است كه سنگسار شونده در زمان اجراي حكم يا بايد بقدري شراب خورده باشد كه مست لايعقل گردد و يا به طريقي او را بيهوش نمايند.


| خانه | اطلاعيه | گزارش | بيانيه | اخبار حقوق بشر | گفت و گو | مقاله | ويژه نامه | اسناد حقوق بشر | درباره ما |

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت و مطالب آن برای کميته گزارشگران حقوق بشر محفوظ می باشد
استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع بلا مانع است

www.schrr.net
www.chrr.us
E-Mail : chrr.iran@gmail.com


قسمت شخصي